اقتصاد شهری
اقتصاد شهری:
دلايل وجودی شهر :
موارد زير مفاهيمي هستند كه در دوره هاي مختلف دلايل اثبات وجود شهر بوده اند :
o مركز اداري و نظامي براي اداره مملكت
o محلي داراي برج و بارو براي حمايت در مقابل مهاجمين
o مركز تشكيل فرهنگ و تمدن
o محل تجارت و انجام فعاليتهاي اقتصادي
نظريه های مهم در مورد پيدايش شهر :
1) نظريه پل سينجر :
او معتقد است كه براي درك چگونگي پيدايش شهر بايد تفاوت شهر و روستا را بررسي كرد.
روستا بر خلاف شهر خودكفا است و وجود جامعه طبقاتي موجب انتقال مازاد توليد از روستا به شهر مي شود. بنابراين پيدايي شهر حاصل پيدايي جامعه طبقاتي مي باشد.
2) نظريه ابن خلدون :
او منشأ پيدايش شهرها را خصوصيات تجمل خواهي بشر مي داند و معتقد است كه باديه نشيني به منزله اصل و منشأ شهرها بوده و بر شهرنشيني مقدم است. قابل ذكر است كه او نحوه زندگي اقتصادي و مذهب را نيز در اين مورد دخيل مي داند.
عوامل موثر در بنيان شهرهاي بزرگ از نظر ابن خلدون :
o نيروي زياد انساني
o ثروت هنگفت
o افزايش بازده توليدي
o ارضاي نيازهاي تجملاتي
o وجود پادشاهان و دولت هاي مقتدر
) نظريه برتري نسبي :
تفاوت در مقدار منابع دو منطقه، منجر به تشكيل شهر مي شود . زيرا هر منطقه برتري نسبي در توليد كالايي خاص نسبت به منطقه ديگر به دست آورده و اين امر موجب برقراري ارتباط تجاري ، جذب نيروي انساني، ايجاد امكانات حمل ونقل، جذب سرمايه و... مي گردد.
تقسيم بنديصرفه جويي ناشي از مقياس :
صرفه جويي ناشي از مقياس يكي از عوامل تشكيل شهر است كه در سه دسته مورد بررسي قرار مي گيرد :
o صرفه جويي هاي داخلي ناشي از مقياس
o صرفه جويي هاي صنعت
o صرفه جويي هاي ناشي از تجمع يا صرفه جويي هاي شهري
صرفه جويي ناشي از مقياس :
اشاره به شرايطي دارد كه باعث كاهش هزينه متوسط توليد اقتصادي مي گردد. اين شرايط داراي دو دسته عوامل ذيل مي باشد :
o عوامل داخلي
o عوامل خارجي
صرفه جويي هاي داخلي ناشي از مقياس :
مفهوم اصطلاح فوق به رابطه معكوس بين هزينه متوسط درازمدت و مقدار توليد بنگاه اقتصادي اشاره مي كند. اقتصاددانان عقيده دارند كه ايجاد اين نوع رابطه به وجود بازده هاي صعودي نسبت به مقياس توليد بستگي دارد.
صرفه جويي هاي صنعت :
اين نوع صرفه جويي ها باعث مي شود كه هزينه متوسط بلند مدت بنگاه اقتصادي با توسعه صنعت كاهش يابد. بنابراين منحني هزينه متوسط بلند مدت به طرف پايين منتقل مي شود.
صرفه جوييهاي ناشي از تجمع يا صرفه جوييهاي شهري :
به شرايطي اشاره مي شود كه باعث كاهش هزينه متوسط درازمدت بنگاه اقتصادي با افزايش مقياس فعاليت هاي شهري كه بنگاه در آن قرار دارد، مي گردد. يعني هزينه هاي توليدي يك بنگاه در شهر بزرگ كمتر است.
اثبات رابطه معكوس هزينه متوسط بنگاه اقتصادي و اندازه شهر:
o كاهش ريسك در مقدار كالا و هزينه هاي ناشي از تغييرات مقدار توليد براي بنگاه اقتصادي در شهرهاي بزرگ.
o تخصصي تر بودن بنگاه هاي اقتصادي در شهرهاي بزرگ و كاهش هزينه هاي توليدي در آنها.
o احتمال بيشتر بروز عقايد ، مراحل وكالاهاي جديد در شهرهاي بزرگ
عوامل مؤثر در وسعت فعاليتهاي اقتصادي شهر:
o تقاضا : با وسعت فعاليتهاي اقتصادي رابطه مستقيم دارد.
o هزينه حمل و نقل : با وسعت فعاليتهاي اقتصادي رابطه معكوس دارد.
اقتصاد شهری یکی از رشته های تخصصی اقتصاد است که در آن اقتصاد دانان سعی مي کنند با استفاده از ابزارهای اقتصادی ، مسائل و مشکلات یک منطقه شهری را مورد ارزیابی قرار دهند ، قبل از پرداختن به ماهیت و محتوای اقتصاد شهری ، ضروری است یادآور شویم تئوری های اقتصاد خرد و کلان (Micro and Macro) و هر دو برای حل و فصل مسائل و مشکلات شهری مورد استفاده قرار مي گیرد .
در اقتصاد شهری چگونگی تولید و توزیع کالاها و خدمات، نه تنها در داخل یک شهر، بلکه بین شهرها و مناطق شهری بررسی می شود. تمرکز فعالیتهای تولیدی در یک فضا باعث تغییر کارایی تولید، توزیع کالا و خدمات در آن فضا می شود. وظیفه اقتصاد دانان شهری این است که تعیین کنند: آیا تمرکز در یک فضا مفید و اقتصادی است یا خیر؟ همچنین بررسیهایی درباره بازار کار، سطح اشتغال، پایگاه اقتصادی زنان، سهم زنان در نیروی کار شهری، میزان در آمد در محله های شهری، نابرابری میزان درآمد گروههای شهری و نقش بخشهای صنعتی، خدماتی، فرهنگی و توریستی در اقتصاد شهری صورت می گیرد.
برای حل مسائل و مشکلات شهری، نظریه های اقتصاد خرد و کلان هر دو کاربرد دارند. مسائلی مانند در آمد، تورم، بیکاری، هزینه های دولتی، صادرات و واردات در سطح یک شهر یا مناطق شهر اقتصاد کلان را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. در صورتی که مسائل واحدهای کوچک مانند کارخانه و خانوار در شهر از طریق اقتصاد خرد مورد بررسی قرار می گیرد.
در علم اقتصاد شهری سعی می شود برای توضیح مسائل شهری، ابزارهای اقتصادی به کار گرفته شود، نه اینکه شهر را در مطالعات اقتصادی وارد کنند. اقتصاد شهری بر خلاف علم اقتصاد مجرد، به کارگر به عنوان یک عامل تولید کننده نگاه نمی کند بلکه او را به عنوان یک مصرف کننده ، یک رای دهنده، فردی که موجب شلوغی، موجب آلودگی محیط می شود و بالاخره فردی که درگیر مسائل و مشکلات شهری است می نگرد.
از دید اقتصاد شهری در مورد مسائل درون شهر این سئوالات مورد توجه قرار می گیرد:
درباره زمین و استفاده از آن چگونه تصمیم گرفته می شود؟ آیا امکان بوجود آوردن یک سیستم حمل و نقل موثر و مفید در یک منطقه شهری وجود دارد؟ اثر تمرکز افراد در یک منطقه بر روی فقر و آلودگی محیط چیست؟ آیا حاشیه نشینی فقط مختص جوامع توسعه نیافته است؟
گرچه اقتصاد دانان شهری، جوابهای نهایی برای اکثر این سئوالات ندارند ولی شناخت و تجزیه و تحلیل این مسائل از نظر اقتصادی، اولین قدم مهمی است که باید برداشته شود.
در اقتصاد شهري سعي مي شود مسأله تخصيص عوامل توليد و توزيع درآمد واقعي (كالا و خدمات) در داخل و بين مناطق شهري، به طور علمي، توضيح داده شود و يكي از رشته هاي تخصصي اقتصاد است كه با توجه به اهميت آن، در اين مقاله با تعريفي نسبتآً كامل از اقتصاد شهري به تبيين و توضيح نظريه هاي مطرح شده در اين زمينه مي پردازيم و در ادامه نگاهي به عوامل مؤثر بر مدل هاي اقتصاد شهري در كشورهاي در حال توسعه داريم.
در اقتصاد شهري بايد بدانيم كالا و خدمات نه تنها در داخل يك شهر، بلكه بين شهرها چگونه توليد و توزيع مي شوند، علل پيدايش شهر چيست، چرا شهرها رشد و توسعه مي يابند، آيا رقابتي بين شهرها وجود دارد، درباره استفاده از زمين در شهر چگونه تصميم گرفته مي شود، ساخت و شكل شهر چگونه است، حاشيه نشيني و اثرات مثبت يا منفي آن در عدم تعادل اقتصاد شهري و بسياري از مشكلات شهري، در اين نوع از اقتصاد مورد بررسي قرار مي گيرد، در مجموع بايد در نظر داشت كه در اقتصاد شهري به افراد به عنوان يك مصرف كننده، يك رأي دهنده در جامعه شهري، فردي كه موجب شلوغي و تراكم و آلودگي محيط مي شود و بالاخره فردي كه درگير مسائل و مشكلات شهري است نگريسته مي شود.
اقتصاد کلان مسائلی مانند درآمد ، تورم ، بیکاری ، هزینه های دولتی ، صادرات و واردات را در سطح شهری توضیح مي دهد . در صورتی که اقتصاد خرد مسائل واحدهای کوچک مانند کارخانهها، کارگاه ها و هزینه خانوارها را بررسی مي کند ، اما مسائل زیادی در اقتصاد شهری وجود دارد که امکان بررسی آنها بدون در نظر گرفتن فضا (مکان) و فـاصـلـه وجود ندارد ، در حالی که تئوری های اقـتـصـاد خـرد و کـلان بـرای توضیح حقایق اقتصادی ، فاصله و فضا (مکان) را در نظر نمی گیرند . در ضمن تئوری های چندانی در اقتصاد کلان وجود ندارد که بتواند مسائلی از قبیل اشتغال و درآمد و تولید را در اقتصاد باز ، مانند شهر مورد بررسی قرار دهند . بنابراین در اقتصاد شهری سعی مي شود مسـائـل تخـصـیص عـوامـل تولید و توزیع درآمد واقعی (کالاو خدمات) در داخل و بین مناطق شهری به طور علمی بررسی و توضیح داده شود . در اقتصاد شهری باید بدانیم کالاو خدمات نه تنها در داخل یک شهر، بلکه بین شهرها چگونه تولید و توزیع مي شود ، علل پیدایش شهر چیست ؟ چرا شهرها رشد و توسعه مي یابند ؟ آیا رقـابتـی بیـن شـهرها وجود دارد؟ درباره استفاده از زمین در شهر چگونه تصمیم گرفته مي شود ، ساخت و شکل شهر چگونه است؟، حاشیه نشینی و اثرات مثبت یا منفی آن در عدم تعادل اقتصاد شهری و بسیاری از مشکلات شهری در این نوع از اقتصاد مورد بررسی قرار مي گیرد. در مجموع باید در نظر داشت که در اقتصاد شهری به افراد به عنوان یک مصرف کننده یک رای دهنده در جامعه شهری ، فردی که موجب شلوغی و تراکم وآلودگی محیط مي شود و بالاخره فردی که درگیر مسائل و مشکلات شهری است، نگریسته مي شود. در قلمرو و نگرش های اقتصاد شهری سه نظریه مطرح است که در ادامه این نظریه ها را به اختصار توضیح مي دهم :
1 . مکان یابی فعالیت کشاورزی یا فاصله تا بازار :این نظریه یا مدل اقتصادی نخستین بار توسط یک اقتصاد دان آلمانی به نام «وان تونن» مطرح شد که بر اساس آن محصولات مختلف کشاورزی از محل تولید تا بازار فروش به نسبت فاصله ارزش گذاری و قیمت یابی مي شد ، بر اساس این مدل محصولاتی که با فاصله نزدیکتر به بازار عرضه مي شوند با احتساب هزینه حمل ونقل و نوع محصول سود بیشتری را عاید کشاورز مي کردند، این مدل اقتصاد روستايي از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
2 .مکان یابی صنایع :در این مدل بحث در مورد مکان یابی صنایع است که با جنس خاک ، ماهیت صنایع ، واحدهای تولیدی ، حمل و نقل و بازار فـروش مـحصولات و نیز عامل انسانی (کارگر) و حجم سرمایه گذاری ها در ارتباط است . این مدل نخستین بار توسط اقتصاددان آلمانی به نام «آلفرد وبر» پیشنهاد شد که بر اساس آن محصولات صنایع و مکان استقرار صنایع با توجه به عوامل فوق محاسبه شده و به حداکثر سود مي رسید که فاصله تا بازار فروش و نیروی انسانی و هزینه های تولید در این مدل متعادل است و هر چه قدر صنایع به معادن اولیه نزدیکتر و به راه های ارتباطی سریع دسترسی داشته باشد، از سود بیشتری برخوردار خواهند بود .
3 .مکان یابی خدمات و نظریه مکان مرکزی :این نظریه نخستین بار پیش از سال 1940 میلادی توسط اقتصاد دان آلماني «والتر کریستالر» مطرح و سپس توسط اقتصاددان دیگری به نام «آگوست لش» در سال 1940 در مورد شهرها و روستاها ی پیرامون آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت ، این نظریه مبتنی بر این است که اصولامصرف کنندگان کالاو خدمات سعی دارند کالاهای مورد نیاز خود را از نزدیکترین مرکز تولید و عرضه کالابه دست آورند و با این کار از هزینه های جابه جايی بکاهند و در واقع بهای کمتری برای هر کالابپردازند . در اقـتـصاد شـهری امروز با تجمع تولیدات و مراکز فروش در شهرها و نیاز به جلب مشتری و نیز فاصله گیری شهرها از هم و توسعه چشمگیر دیگر شهرها با توجه به افزایش جمعیت و گسترش بی اندازه شهرها این نظریه یا مدل، کاربردهای بسیاری داشته است ایجاد فروشگاه های زنجیره ای و ... که در شهرها و روستاهای پـیـرامـون بر اساس این نظریه شکل گرفته است و عرضه کالاو خدمات را تحت پوشش قرار مي دهد، اهمیت زیادی دارد
بازار رسمی و غیررسمی كار و اشتغال:
رشدسریع جمعیت در شهرهایی كه دارای درآمد پایین و دوگانگی در تكنولوژی هستند،بازارهای دوگانه ایجاد می كند. مدل ها و روشهای موجود برای تحلیل توسعه شهر، بیشتربه بازار رسمی و متشكل نیروی كار نظر دارند. در این چارچوب (بازار رسمی) سفرهای كاری در شهر مهمترین عامل در مدل های اقتصاد شهری به شمار رفته و به عنوان مهمترین فعالیت حمل و نقل محسوب می شود. در شهرهای كشورهای در حال توسعه اهمیت این مسأله مورد سؤال است.
دلالی،واسطه گری، فروشندگی دوره گردی و بسیاری از مشاغل نامشخص كه درون شهرهای كشورهای در حال توسعه وجوددارند، نیازی به سفرهای منظم و مرتب و روزانه كاری ندارند. این مشاغل تاحد ۱۰ درصد از كل مشاغل شهر را تشكیل می دهند، بدین ترتیب كاربرد مدل هایی كه براساس سفر برای كار طرح وتهیه شده اند در این شهرها با مشكل مواجه شده و گاه بی معنا نخواهد بود.
بازارغیررسمی و غیرمتشكل كار همگن نبوده و گستره درآمدها در آن بسیار وسیع است. پیچیدگی مسأله وقتی افزایش می یابد كه در نظر بگیریم، بیشتر كاركنان بازار غیررسمی كار،دومین یا چندمین شاغل خانوار هستند. بدین ترتیب مدل هایی كه براساس مكان یا بی خانوار، با توجه به محل كار تدوین شده اند، در این مورد نیز كاربرد چندانی نخواهدداشت.
حمل و نقل:
هرچند گونه های حمل و نقل كمتر باشد استفاده از مدل های اقتصاد شهری ساده تر است. درشهرهای كشورهای در حال توسعه، پایین ترین گروه درآمدی اغلب پیاده سركار می روند.شاغلین با درآمد اندكی بیشتر از دوچرخه و موتوسیكلت استفاده می كنند، گروه عامیان درآمد از اتوبوس و مینی بوس و تاكسی و مسافركش های شخصی و گروه پردرآمد از اتومبیل شخصی بهره می گیرند.
وسایل دیگری نیز مانند مانند وانت و غیره برای حمل و نقل به كار می روند. از سویی، در كشورهای در حال توسعه، زمان سفرهای كاری به مراتب از زمان سفر در كشورهای توسعه یافته كمتر است، كه به معنای عدم تمركز فضایی اشتغال است. این نكته ای است كه دراغلب مدل های برنامه ریزی شهری درنظر گرفته نشده است و یا در نظر گرفتن آنها چنان مدل اقتصاد شهری را پیچیده می كند كه در عمل بی فایده می شود.
نسبت عوامل تولید:
درشهرها، به طور معمول، ضریب سرمایه به زمین و سرمایه به كار بالاتر از سایر نقاط جمعیتی است.
در شهرهای كشورهای در حال توسعه كه هم سرمایه كمیاب است هم زمین و هم نیروی كار ماهر، انتخاب ضریب مناسب برای عوامل تولید و استفاده از تكنیك های كاربر یا سرمایه بر كاملاً موردی است و نیاز به مدل هایی دارد كه با تمامی ویژگی های تابع تولید در آن منطقه سازگار باشد. از سویی دیگر كمبود سرمایه و سایر عواملتولید ایجاب می كند كه مدل توسعه نه تنها شهر، بلكه كشور ومنطقه را دربرگیرد تا بهترین تخصیص عوامل كمیاب را به كاربردهای گوناگون در محدوده های جغرافیایی گوناگون بیابد.
انتخاب مكان سكونتی:
پایین بودن سطح درآمد در كشورهای در حال توسعه موجب می شود كه گستره انتخاب خانوارهای كمد رآمد محدود باشد. به سخن دیگر پایین بودن سطح درآمد آنچنان است كه اغلب خانوارها یكم درآمد، عملاً حق انتخابی بر مسكن خود و مكان آن در شهر ندارند.
با وجود آن كه در كشورهای در حال توسعه میزان دخالت دولت در توسعه شهری زیاد است، اما این دخالت، ساختن مدل های مناسب برای توسعه شهری را تسهیل نمی كند، زیرا در عمل قدرت اجرایی دولت و میزان هماهنگی بین دستگاه های مسئول بسیاركمتر از آن است كه برای تحقق هدف های طرح توسعه شهریمورد نیاز است. از سوی دیگر میزان اعمال قدرت دولت در اجرای برنامه های توسعه شهریو گروه های مختلف یكسان نیست. دولت بر چگونگی عملكرد بازارهای غیرمتشكل و غیررسمی (چه بازار مسكن، بازار كار، بازار خرده فروشی و تجارت غیررسمی) نظارت و قدرت اجرایی چندانی ندارد.